بعد گفت
با عشق یک هفته خوشبختم
بدون عشق هفت روز
گفت
می خواهم آسمان را زمین بزنم
حرفهایی هم از چیدن چند جعبه میوه
وسط دو جنگ جهانی
و اهمیت رژیم غذایی بالای دار گفت
که خوب نشنیدم
(پیروزی عقب نشینی از خود است)
به خود آمدم
از خودش رفت
بعد پشت فکرم
خدا خواست فارسی حرف بزند
نتوانست
همان شب زوجی خوشبخت
در ظرفی کهنه از اسید
به دقت از هم جدا شدند
و حوا با برنزه شدن آدم دیگری شد
ما بزرگ شدیم
زمین بزرگ نشد
گفت
سالی دوسه بار به آسمان سقوط می کنم

حبیب_پیام

mojtabaanourani.blogfa.com